تبليغاتX
نی نی قندی ما
 
نی نی قندی ما
 
 
 

 

 

نـوبهـار است در آن کـوش که خوشـدل باشـی

که بسی گـل بدمد باز و تـو در گـل باشـی

 

من نگویم که کنون، با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیـرک و عاقـل باشـی

 

چنــگ در پـرده همیـن می‌دهــدت پنـد ولـی

وعظت ، آنگاه کنـد سـود که قـابـل باشـی

 

 در چمـن هـر ورقـی دفتـر حالـی دگـر اسـت

حیـف باشـد که ز کـار همــه غـافـل باشـی

 

نقـد عمـرت ببـرد غصـه دنیـا بـه گــزاف

گــر شـب و روز در این قصـه مشکـل باشـی 

 

پی نوشت: یادش بخیر یه روزهایی چه تند تند آپ میکردم...این وبلاگ هم مثل نویسنده اش بی جنب و جوش شده ...اصلا دوست ندارم اینجوری با فاصله زیاد...دوست هم ندارم خداحافظی کنم و برم ... دوست دارم پست بعدی که آپ میکنم ، با بعدیش کم فاصله باشه... پس فعلا ....  هستم ، میخونم ، ازتون خبر دارم فقط نمینویسم ... دوستتون دارم...شاد باشین و سلامت....

 |+| نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 19:2  توسط فرناز  | 
 
  بالا